مرگ شیرین است
از تنفّس از هوای زندگی سرشار، مرگ
می بَرد با خود مرا تا لحظه ی دیدار، مرگ
مثل عطری می دود در خلوت هر عاشقی
مثل نبضی می زند روی طنابِ دار، مرگ
پا به هر جا می گذارد مهربانی می کند
می دهد حتی به دنیا دوستان اخطار، مرگ
آری اینجا عده ای در فکر انکار آن طرف
ایستاده همچنان در موضع اصرار، مرگ
نیست از این زندگی تا رفتن از آن فاصله
این سوی دیوار ماییم آن سوی دیوار، مرگ
مرگ شیرین است آری بخشی از این زندگیست
می شود هر روز پیش چشممان تکرار مرگ
مرگ بر آن لحظه ای که خالی از زیبایی است
مرگ بر آن زندگی که از تو دارد عار مرگ
آه ای راهِ به غایت دلنشین این روزها
دوستت دارم به جانِ زندگی بسیار مرگ
سیدحسن مبارز