مدتی بود که می خواستم درباره دکتر احمد مهدوی دامغانی یادداشتی بنویسم،اما در طول این مدت هربار که قصد نوشتن می کردم، دچار نوعی تحیر و تردید می شدم. به فکر فرو می رفتم و با خود می گفتم که چطور باید مطلبی درباره استاد بنویسم در حالیکه نه او را دیده ام و نه با او مناسبتی علمی دارم. واقعیت این است که خواندن مقالات و یادداشت های ایشان ، حس عجیب آشنایی با عزیزی که ندیده ام را برایم به وجود آورد و همین احساس باعث شد که بنویسم. بارها تصمیم گرفتم بی خیال این موضوع شوم اما این حس عجیب دست بردار نشد که نشد و باعث شد که این یادداشت را بنویسم.
استاد مهدوی دامغانی در ادبیات فارسی و ادبیات عرب از معدود چهره های درخشنده و کم نظیر روزگار ماست که توفیق درک محضر بسیاری از اساتید بزرگ و صاحب نام را داشته است، اساتیدی همچون بدیع الزمان فروزانفر، علامه محمد قزوینی،ادیب نیشابوری ثانی و بسیاری دیگر از عالمان و اندیشمندان.
"مقالاتی در حدیث دیگران " اولین کتابی بود که از دکتر مهدوی دامغانی خواندم،این کتاب در واقع مجموعه ای از مقالات و یادداشتهای استاد است که در سال ۱۳۸۳ توسط انتشارات تیر منتشر گردیده است. ارزش این کتاب برایم از این جهت بسیار بود که نویسنده کتاب، عالمی دانشمند و ادیبی فاضل است که وجود او در این زمانه بسیار غنیمت است، هرچند مدتها است که در آمریکا مشغول تدریس اند و طالبان عالم و دانش در آن دیار از محضرش استفاده می کنند. بعدها کتاب " حاصل اوقات " که مجموعه ای از مقالات و یادداشت های دکتر مهدوی دامغانی است را دیدم که نسبت به کتاب در حدیث دیگران جامع تر و کاملتر می نمود. این کتاب به اهتمام دکتر سید علی محمد سجادی در سال ۱۳۸۱ توسط انتشارات سروش منتشر شده است که دکتر سجادی مقدمه ای نیز بر آن نگاشته است. شرح دوران علم آموزی استاد مهدوی دامغانی مخصوصا با سبک نگارش خاص ایشان بسیار خواندنی است.
صدق گفتار
در یادداشتها و مقالات گوناگون استاد این نکته برای خواننده مشهود است،نویسنده مطالبی را که مطرح می کند مستند و موثق است و اگر در جایی از نوشتارش قطع و یقین نداشته باشد به این نکته اشاره می کند. راستیِ نوشتار ایشان آن حدیث مشهور و متواتر که به طرق مختلف رسیده است را برای مان تداعی می کند که در کتاب شریف کافی در بیان امام صادق علیه السلام چنین آمده است: إِنَّ اللّه عَزَّوَجَلَّ لَم يَبعَث نَبيّا إِلاّ بِصِدقِ الحَديثِ وَأَداءِ المانَةِ إِلَى البَرِّ وَالفاجِرِ (خداى عزوجل هيچ پيامبرى را نفرستاد، مگر با راستگويى، و برگرداندن امانت به نيكوكار و يا بدكار). به عنوان مثال در یادداشتی که برای علامه قزوینی قدس سره العزیز نوشته اند در بخشی از یادداشت که شماره پلاک ثبتی خانه مرحوم قزوینی را ذکر می کند این چنین می نویسد. « ... حالا با خودتان نگویید که چطور مهدوی دامغانی شماره پلاک ثبتی خانه ی مرحوم قزوینی به یادش مانده است!؟ واقع مطلب این است که چون شماره ی دفترخانه من ۲۵ و شماره تلفن من در سابق ۷۷۵۰ و بعدا ۳۷۷۵۰ شد و دیدم که عجب شماره پلاک خانه مرحوم قزوینی تقریبا عین همین شماره ی دفتر و تلفن من است لذا به یادم مانده است ... » حاصل اوقات / صفحه ۸۵۰
جامعیت علمی
اگر بخواهیم عنوان « افتخار حوزه و دانشگاه » را برای شخصی به کار ببریم که دور از واقع و تملق و تعارف نباشد، بی شک یکی از بهترین مصادیق آن حضرت استاد احمد مهدوی دامغانی است. پایان نامه دکتری استاد بزرگوار ما تصحیح و تحشیه و تعلیق کتاب کشف الحقایق عزیز نسفی بوده است که این رساله با اشراف استاد بدیع الزمان فروزانفر به اتمام رسیده است و استفاده از محضر علامه محمد قزوینی نیز از توفیقاتی است که استاد مهدوی دامغانی در مقدمه کتاب حاصل اوقات متذکر این مطلب شده اند . ایشان در علوم حوزوی محضر بسیاری از علما و دانشمندان را درک کرده اند، اساتیدی همچون مرحوم شیخ محمدتقی هروی معروف به ادیب ثانی، شیخ حسن شمس الواعظین خراسانی،استاد عبدالحمید بدیع الزمانی سنندجی،سید محمود رضوی قائنی،میرزا محمدعلی مدرس خیابانی ( تبریزی)، میرزا مهدی آشتیانی ، حاج شیخ محمدتقی آملی، سید جلال الدین آشتیانی و دیگر بزرگان علم و ادب.
در بخشی از مقدمه کتاب حاصل اوقات به قلم استاد مهدوی دامغانی چنین آمده است: ... از مرحوم والد ماجدم رحمه الله تعالی علیه۱ و مرحومان آیت الله حاج شیخ محمد صالح علامه حائری سمنانی قده و حضرت آیت الله العظمی حاج سید شهاب الدین مرعشی حسینی طاب الله ثراه به دریافت اجازه ی روایت « جمیع ما روَوه من المعصومین سلام الله علیهم اجمعین بطرقهم و اسانیدهم » نائل شده ام ...
دقت و باریک بینی
از مقدمه کتاب در حدیث دیگران می توان دریافت که نویسنده کتاب چقدر نسبت به اطرافیان خویش توجه دارد و چقدر زیباست برای خواننده این دو کتاب وقتی که می بیند این عالم ادیب پس از گذشت سالهای بسیار با چه طرواتی و شور زایدالوصفیی یاد دوستان، اساتید و عزیزانش را گرامی می دارد.
دوست دارم در پایان این یادداشت کوتاه اعتراف کنم که در طول خواندن آثار و نوشته های حضرت استاد مهدوی دامغانی حفظه الله یک بار بسیار به ایشان غبطه خوردم و آن زمان خواندن یادداشت ایشان درباره مرحوم میرزا محمدعلی مدرس تبریزی خیابانی رضوان الله تعالی علیه بود وقتی که به این سطور رسیدم :
« ... بعضی سحرها این افتخار را به این حقیر روسیاه ارزانی می داشت که از من بنده بخواهند تا ابوحمزه را در خدمت ایشان و به صدای بلند، اما به نحوی که موجب بیدار شدن همسایه شمالی حجره ایشان نشود، تلاوت کنم ... و بسیاری اوقات در حین تلاوت و استماع آن دعای شریف سخت منقلب می شد ... » در حدیث دیگران/ صفحه ۴۰
والسلام علیه و علی عبادالله الصالحین
مشهد مهرماه ۱۳۹۱ شمسی
سیدحسن مبارز
۱ـ آیت الله محمدکاظم مهدوی دامغانی رضوان الله تعالی علیه